خرید بک لینک
بالاخره آزمون منطقه ای حفظ جز30 با تاخیری که بخاطر کرونا پیش آمده بود در اردیبهشت ماه 1400 بصورت آنلاین برگزار شد...با هماهنگی معلم عزیز قرآن مان آقای رضائیان من و دوستم علی به همراه یکی از دانش آموزان سال بالاتر تو این مسابقات شرکت کردیم... یک هفته طول کشید تا بالاخره جواب ها اومد ...خدا رو شکر هر دومون تو این آزمون قبول شده بودیم... مامان کلی برام ذوق کرد و بهم تبریک گفت و افتخار کرد که چنین پسر تلاشگر و کوشایی داره...به امید روزی که با حافظ کل قرآن شدنم و البته عمل به دستورات این کتاب عزیز و دوست داشتنی کلی باعث افتخار و غرور مامان و بابام بشم... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 13:52

این روزها داریم آخرین روزهای امتحانات کلاس پنجم رو می گذرونیم...از ابتدای خردادماه تقریبا هر روز امتحان داشتیم... ضمن اینکه مثل معمول کلاس هم میریم و درسهامون هم تا ساعت 3 و 45 دقیقه پابرجاست....به نظر می آد تا اینجا از پس امتحانات خوب براومدم ... امیدوارم تا انتها همینطور مصمم پیش برم...غیر از امتحانات مهمترین کاری که این روزها داریم بصورت گروهی انجام میدیم؛ پروژه پژوهشگران هست... یه کنفرانس جلوی جمع خانواده ها... حسابی داریم زحمت می کشیم.... حالا بعد باز هم درموردش توضیح می دم... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 13:52

از صبح که بیدار شدم نماز خواندم بعد به خاطر خستگی زیاد خوابم برد... تا بیدار شدم با کمک مادرم برنامه ریزی کردیم و امروز خیلی خوب پیشرفت. هم کار هایم انجام دادم، هم تفریحات کردم... تازه بیرون یک بوستان هم رفتیمو خلاصه امروز که درست و حسابی برنامه ریزی کردم به زمان بندی هم اهمیت دادم؛  حسابی به کار هایم رسیدم و از این به بعد تصمیم گرفتم برنامه ریزی کنم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 13:52

از امروز یک وبلاگ جدید راه انداختم برای مطالعاتم... اسمش هست:

http://manomotaleatam.blogfa.com/

توش درمورد کتابهایی که مطالعه کردم نظراتم رو می نویسم.... خوشحال میشم شما هم یه سری بزنید و نظراتتون رو بهم بگید...

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:36

از امروز کلاسهای تابستانی مان شروع میشه.... البته باز هم آنلاین... کلاْ امسال از دست کرونا تبدیل شدیم به آدم های آنلاین... کلی پیشرفت کردیم در استفاده از اینترنت ولی خب محروم هم شدیم از دیدن هر روزه دوستان و معلمهایمان... به هر حال از امروز دو روز درادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:36


محمدمهدی هستم

متولد 20 آذرماه 1389

و فعلاَ با عنوان "حالا یک پسر درسخون"

خاطراتم را ثبت مي كنند.

تا قبل از اینکه وارد مدرسه بشم عنوان وبلاگم:
«فعلاْ یک پسر کوچولو» بود....

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:36

دارم با جدیت گواهی نامه های مدرسه رو پیگیری می کنم. فکر کنم تا آخر هفته توی این موارد گواهی نامه هایم رو کسب کنم:

۱- شعر و مثل درجه ۱

۲- آشپزی درجه۳

۳- اذکار آسمانی درجه۳ و ۲

۴- حفظ قرآن پیشرفته درجه۳

۵- نجوم

مطمئنم با تلاش بیشتر حتما می تونم تو بقیه موارد هم موفق بشم... پیش به سوی تلاش بیشتر و بیشتر...

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:36

امروز مسابقه نیمه نهایی مشاعره بین دو گروه نهایی کلاس بینش بود... یعنی منتخب کلاس ما قرار بود با منتخب کلاس دانش مسابقه نهایی داشته باشند... با توجه به قطع و وصل شدن خطوط آنلاین در مدرسه قرار شد ما دو گروه برای مسابقه نیمه نهایی حضورا در مدرسه مسابقهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:36

امروز آقای رضائیان معلم قرآن مدرسه به منزل مان زنگ زدند و با توجه به دریافت گواهینامه جز ۳۰ حفط قرآنم از من درخصوص شرکت در مسابقات قرآن منطقه سوال نمودند... مامان و بابا برای شرکت من در این مسابقات خیلی تشویقم نمودند و قرار شد انشاءالله برای ماه آیندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:36

سال ۱۳۹۹امسال عجیب ترین و در عین حال غریب ترین سال تحویل رو گذروندیم....کرونا....بیماری که خیلی از زندگی ها رو تحت تاثیر خودش قرار داده...فقط هم ما نیستیم که در خانه نشسته ایم تقریبا کل جهان تحت تاثیر این بیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: چهارشنبه 27 فروردين 1399 ساعت: 13:00

سال تحویل...بازهم قسمت مان شد و سال نو را در کنار حرم باصفا و پربرکت امام رضا علیه السلام گذروندیم.... با اینکه امسال خیلی دیر به حرم مشرف شدیم اما الحمدالله تونستیم یه جای راحت و خوب در صحن جامع رضوی پیدا کنیم وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 4:18

خروسک...انگار خروسک گرفته باشم مدام سینه ام خِر خِر می کرد... نفسم به سختی بالا می اومد و ترس توی چشمهام موج می زد.... مامان اما سعی می کرد با آرامش بهم بفهمونه که نباید به سینه ام فشار بیارم و باید سعی کنمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 4:18

اولین روزنامه دیواری من...بالاخره تمومش کردم... اولین روزنامه دیواری ام رو می گویم.... تقریبا یک هفته هست که دارم روش کار می کنم ... البته مطالبش رو خیلی زودتر آماده کرده بودم... حالا دیگه کاملاْ برای کنفرانس فردا آماده هستم..ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 4:18

یه روز خانوادگی...امروز کلی به من و علیرضا خوش گذشت... جای همگی خالی رفته بودیم باغی در جاده چالوس.... کنار رودخانه... با درختانی بسیار کهنسال و بلند... هوای خنک و رو به سرد بهاری... و کلی بازی و البته خوراکی های خوشمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 4:18

<strong>پارک</strong> <strong>ژوراسیک</strong>...امروز سه تا مامان ها به همراه سه تا پسرخاله؛ قسمت شد و رفتیم پارک ژوراسیک.... یه پارک با یه عالمه حیوانات ماقبل تاریخ.... از خرس و روباه و شیر و ببر گرفته تا انواع دایناسور و گوریل و ... . برای من و عادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ترانه حسنی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 4:18

صفحه بندی