قبول شدم... - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 13:52
بالاخره آزمون منطقه ای حفظ جز30 با تاخیری که بخاطر کرونا پیش آمده بود در اردیبهشت ماه 1400 بصورت آنلاین برگزار شد...با هماهنگی معلم عزیز قرآن مان آقای رضائیان من و دوستم علی به همراه یکی از دانش آموزان سال بالاتر تو این مسابقات شرکت کردیم... یک هفته طول کشید تا بالاخره جواب ها اومد ...خدا رو شکر هر ...
روزهای آخر... - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 13:52
این روزها داریم آخرین روزهای امتحانات کلاس پنجم رو می گذرونیم...از ابتدای خردادماه تقریبا هر روز امتحان داشتیم... ضمن اینکه مثل معمول کلاس هم میریم و درسهامون هم تا ساعت 3 و 45 دقیقه پابرجاست....به نظر می آد تا اینجا از پس امتحانات خوب براومدم ... امیدوارم تا انتها همینطور مصمم پیش برم...غیر از امتح...
یک روز با برنامه ریزی - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 13:52
از صبح که بیدار شدم نماز خواندم بعد به خاطر خستگی زیاد خوابم برد... تا بیدار شدم با کمک مادرم برنامه ریزی کردیم و امروز خیلی خوب پیشرفت. هم کار هایم انجام دادم، هم تفریحات کردم... تازه بیرون یک بوستان هم رفتیمو خلاصه امروز که درست و حسابی برنامه ریزی کردم به زمان بندی هم اهمیت دادم؛  حسابی به کار ها...
وبلاگ جدید - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:36
از امروز یک وبلاگ جدید راه انداختم برای مطالعاتم... اسمش هست: http://manomotaleatam.blogfa.com/ توش درمورد کتابهایی که مطالعه کردم نظراتم رو می نویسم.... خوشحال میشم شما هم یه سری بزنید و نظراتتون رو بهم بگید...
کلاسهای تابستانی - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:36
از امروز کلاسهای تابستانی مان شروع میشه.... البته باز هم آنلاین... کلاْ امسال از دست کرونا تبدیل شدیم به آدم های آنلاین... کلی پیشرفت کردیم در استفاده از اینترنت ولی خب محروم هم شدیم از دیدن هر روزه دوستان و معلمهایمان... به هر حال از امروز دو روز در
کلاس چهارم - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:36
محمدمهدی هستممتولد 20 آذرماه 1389و فعلاَ با عنوان "حالا یک پسر درسخون"خاطراتم را ثبت مي كنند.تا قبل از اینکه وارد مدرسه بشم عنوان وبلاگم:«فعلاْ یک پسر کوچولو» بود....
گواهی نامه ها - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:36
دارم با جدیت گواهی نامه های مدرسه رو پیگیری می کنم. فکر کنم تا آخر هفته توی این موارد گواهی نامه هایم رو کسب کنم: ۱- شعر و مثل درجه ۱ ۲- آشپزی درجه۳ ۳- اذکار آسمانی درجه۳ و ۲ ۴- حفظ قرآن پیشرفته درجه۳ ۵- نجوم مطمئنم با تلاش بیشتر حتما می تونم تو بقیه موارد هم موفق بشم... پیش به سوی تلاش بیشتر و بیشت...
مسابقه مشاعره - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:36
امروز مسابقه نیمه نهایی مشاعره بین دو گروه نهایی کلاس بینش بود... یعنی منتخب کلاس ما قرار بود با منتخب کلاس دانش مسابقه نهایی داشته باشند... با توجه به قطع و وصل شدن خطوط آنلاین در مدرسه قرار شد ما دو گروه برای مسابقه نیمه نهایی حضورا در مدرسه مسابقه
مسابقات قرآن در منطقه - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:36
امروز آقای رضائیان معلم قرآن مدرسه به منزل مان زنگ زدند و با توجه به دریافت گواهینامه جز ۳۰ حفط قرآنم از من درخصوص شرکت در مسابقات قرآن منطقه سوال نمودند... مامان و بابا برای شرکت من در این مسابقات خیلی تشویقم نمودند و قرار شد انشاءالله برای ماه آیند
سال ۱۳۹۹ - تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 13:00
امسال عجیب ترین و در عین حال غریب ترین سال تحویل رو گذروندیم....کرونا....بیماری که خیلی از زندگی ها رو تحت تاثیر خودش قرار داده...فقط هم ما نیستیم که در خانه نشسته ایم تقریبا کل جهان تحت تاثیر این بیم
سال تحویل... - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:18
بازهم قسمت مان شد و سال نو را در کنار حرم باصفا و پربرکت امام رضا علیه السلام گذروندیم.... با اینکه امسال خیلی دیر به حرم مشرف شدیم اما الحمدالله تونستیم یه جای راحت و خوب در صحن جامع رضوی پیدا کنیم و
خروسک... - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:18
انگار خروسک گرفته باشم مدام سینه ام خِر خِر می کرد... نفسم به سختی بالا می اومد و ترس توی چشمهام موج می زد.... مامان اما سعی می کرد با آرامش بهم بفهمونه که نباید به سینه ام فشار بیارم و باید سعی کنم
اولین روزنامه دیواری من... - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:18
بالاخره تمومش کردم... اولین روزنامه دیواری ام رو می گویم.... تقریبا یک هفته هست که دارم روش کار می کنم ... البته مطالبش رو خیلی زودتر آماده کرده بودم... حالا دیگه کاملاْ برای کنفرانس فردا آماده هستم..
یه روز خانوادگی... - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:18
امروز کلی به من و علیرضا خوش گذشت... جای همگی خالی رفته بودیم باغی در جاده چالوس.... کنار رودخانه... با درختانی بسیار کهنسال و بلند... هوای خنک و رو به سرد بهاری... و کلی بازی و البته خوراکی های خوشم
پارک ژوراسیک... - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:18
امروز سه تا مامان ها به همراه سه تا پسرخاله؛ قسمت شد و رفتیم پارک ژوراسیک.... یه پارک با یه عالمه حیوانات ماقبل تاریخ.... از خرس و روباه و شیر و ببر گرفته تا انواع دایناسور و گوریل و ... . برای من و ع
باز آمد بوی ماه مدرسه.... - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:18
بالاخره اول مهر شد.... و من دوباره وارد مدرسه شدم...دوستانم؛ معلمها؛ محیط پر از نشاط و شادی مدرسه چیزهایی بود که توی این یک ماه شهریور خیلی دلم براشون تنگ شده بود.... حالا من کلاس دوم هستم... کلاس دوم پیشرو با معلمی و هدایت آقای هاشمی...
اولین اردوی کلاس دوم... - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:18
امروز برای اولین بار با همه دوستانم رفتیم اردو.... مقصد امامزاده قاسم بود به همراه بازی در پارک گلاب دره... اینقدر بازی کردیم و از کوه بالا رفتیم و خوش بهمون گذشت که وقتی رسیدیم خونه تقریبا دیگه نائی
جشن نماز.... - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:18
امروز یه روز فوق العاده بود... برای من و البته همه ۵۳ همشاگردی کلاس دومم...یه جشن داشتیم ... با حضور میهمانان ویژه مان ... یعنی مادر؛ پدر؛ مادربزرگ؛ پدربزرگ و ... و البته معلمهای مهربانمان در یک مکان
تحویل ۹۸ - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:18
قرار بود مثل همیشه برای سال تحویل حرم آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام باشیم. از اونجایی که امسال سال تحویل ساعت یک نیمه شب بود و بارندگی هم جزء لاینفک آب و هوای مشهد شده بود؛ با وجود بچه های کوچیک
اجرای ویژه ... - تاریخ: 1396/12/3 ساعت: 10:44
امروز مثل خیلی روزهای دیگه جلسه اولیاء در مدرسه برگزار می شد و ما با همه تلاشی که کردیم بازهم یک ربع دیر رسیدیم...با این حال برنامه ای که توی این جلسه